|
1ـ
منطقه كوهستاني :
كوههاي
مرتفع از سلسله جبال زاگرس با پوشش خاكي كم عمق تا نسبتاً عميق و غير
يكنواخت، مانند ريگوسلها، ليتوسولها و كالكاريكها و در بعضي قسمتها خاكهاي
عميق تكامل يافته مانند كامبيسولها، شيب
دامنهها بسيارتند
است. در منطقه كوهستاني قسمت عمده منطقه داراي ارتفاعات و قلل خيلي مرتفع
بدون
پوشش خاكي و يا با پوشش
خاكي بسيار كمعمق كه شيب تند و فرسايش شديد ميباشد و در بعضي قسمتها كنار
درهها گسلهاي صعودي مرتفع دارد و ضروري است كه جزء مناطق حفاظت شده اعلام
گردد. جنس طبقات زمينشناسي بيشتر رسي (شيلي) و آهكهاي دولوميتي و سنگهاي
آتشفشاني و در بعضي قسمتها مارنهاي آهكي و ماسهاي و پوشش گياهي متغير و
ارتفاع از سطح دريا 2000 الي2850 متر ميباشد و در مجموع سطح به مساحت
17100 هكتار را اشغال مينمايد. فرسايش اغلب به صورت تخريب مكانيكي و تشكيل
واريزه در پاي دامنه است.
2ـ
كوهپايه :
ارتفاع
از سطح دريا 1600 تا 2000 متر، جنس طبقات زمينشناسي آهكهاي دولوميتي و
سنگهاي رسوبي (شيلي) و سنگهاي شيست تالك، پوشش خاك كم عمق تا نسبتاً عميق و
غير يكنواخت و در بعضي قسمتها در روي دامنههاي
كمشيب و مساعد از نظر آبوهوا خاك تكامل يافته و بقاياي درختان جنگلي
مانند بادام و پسته وحشي مشهود است، شيب متغير نسبتاً تند و فرسايش نسبتاً
شديد و به صورت آبراهههاي نسبتاً عميق و سفرهاي وگاهي اثرات لغزش و سولفي
لاكسيون نيز مشاهده ميگردد ودر مجموع بزرگترين مساحت يعني56660 هكتار را
ميپوشاند كه در تمام اين مساحت خيلي به ندرت اتفاق ميافتد كه زميني
كاملاً مساعد و مناسب براي كشاورزي پيدا شود و البته عامل محدودكننده قبل
ازكيفيت خاك، وجود شيب ميباشد. ولي متأسفانه زارعين با سرعت زياد به تخريب
و ايجاد زمينهاي زراعي پرداختهاند كه فوقالعاده كم راندمان ميباشد.
هر چند در
قسمتهايي خاكهاي خوبي مشاهده ميشود و عمق آن نسبتاً زياد و حتي گاهي عمق
زياد دارند ولي بيشتر براي مرتعكاري و مرتعداري و احياناً ايجاد جنگل
مناسبتر هستند.
3ـ تپه هاي مارني :
همانطوريكه
ذكر شد تپههاي مارني سطح ناچيزي را ميپوشانند و در مجموع حدود 300 هكتار
تپههاي نسبتاً مرتفع و ناهموار با پوشش خاكي كم عمق تا نسبتاً عميق متشكل
از سنگهاي آهكي و مارنهاي قرمز و شيلي وجود دارد. شيب متوسط، ارتفاع 1400
تا 1550 متر و در بعضي قسمتها خاكها نسبتاً عميق و نيز در نقاطي خندقهايي
ايجاد شده است.
4ـ
سردشتها (گلاسيها) :
اين تيپ
اراضي كه زمينهاي كمشيب و نسبتاً مساعد براي زراعت و كشاورزي را تشكيل
ميدهد. در اين حوزه آبخيز بسياركم است و شامل فلانهايي با پستي و بلندي
نسبتاً زياد و پوشش خاكي كم عمق تا نسبتاًعميق،
شيب كم و ارتفاع 1350 ـ 1400 متر از سطح دريا را ميپوشانند. مساحت اين
واحد260هكتار ودر جبهههاي شرقي داراي فرسايش است.
5ـ آبرفتها :
اين تيپ
اراضي مساعدترين قسمت براي كشاورزي هستند و داراي پستي و بلندي كم، خاك
عميق، شيب كم، ارتفاع1300الي150 متر از سطح دريا، ميباشند. بافت خاك بسيار
سنگين با تراكم آهك است و در بعضي قسمتها خاك داراي شكافهاي نسبتاً عميق با
شفافيت و سائيدگي ميباشد.
ـ
تالاب كاني برازان :
ـ محل و
موقعيت :
مختصات
جغرافيايي اين تالاب عبارت است از : َ58 و ْ36 عرض شمالي و َ47 و ْ45 طول
شرقي، كه از لحاظ تقسيمات كشوري جزء محدود شهرستان مهاباد محسوب ميشود.
ارتفاع اين تالاب از سطح دريا 1370 متر است.

تصويري از تالاب
كاني برازان در سالهاي دور

نمايي از تالاب
زيباي كاني برازان
ـ
راه دسترسي :
در امتداد
جاده اروميه به مياندوآب از طريق كمربندي دارلك به پل دارلك ميرسيم كه روي
رودخانه
مهاباد احداث شده است. بعد
از عبور از اين پل در امتداد جاده آسفالته باريكي در امتداد ساحل رودخانه
مهاباد حدود 9 كيلومتر به جلو ميرويم و سپس جاده شوسه به طول 10 كيلومتر
را طي ميكنيم و بعد از گذشتن از روستاي قرهداغ و تپههاي مشرف به آن به
محدوده تالاب ميرسيم.
ـ
مساحت و محدوده :
اين
تالاب از شمال به كانال قرهداغ و زمينهاي پست و شورهزار، از مغرب به
تپههاي مرتفع و نيمهمرتفع قره داغ، از شرق و شمال شرقي به كانال «بفروان» و
زمينهاي پست شوره زار و با شيب حدود صفر كه در موقع پرآبي همراه با بالا
آمدن آب درياچه اروميه زيرآب رفته و آب درياچه از طريق كانال مزبور وارد
تالاب ميشود و از سمت جنوب به زمينهاي كشاورزي و چمنزارها و زمينهاي
پستشورهزارروستاي بفروان با شيب صفر تا 2 درصد محدود ميشود. مساحت اين
تالاب 80 هكتار است. عمق متوسط اين تالاب 60 سانتيمتر و حداكثر عمق آن 120
سانتيمتر است.
ـ
زمين شناسي ـ ژئومورفولوژي و رسوب شناسي تالاب كاني برازان :
اين تالاب
در بالاي جاده مهاباد ـ مياندوآب قرار دارد و داراي ساختار زمينشناسي به
شرح زير است :
1ـ كامبرين
(EM)
:
اين نهشتهها كه در قسمت شمال شرقي مهاباد واقع شده است، داراي وسعت نسبتاً
زياد بوده و حاوي دولوميت، آهكهاي دولوميتي لايهاي و آهك ميباشد. رنگ اين
رسوبات عمدتاً خاكستري تيره و متبلور بوده و حاوي باندهاي نازك چرتي
ميباشد. در آهكهاي اين منطقه آثاري از فسيلها ديده ميشود ولي
قسمتي كه
ماكروفسيل بصورت بسيار آشكار و واضح بدست آيد، به چشم نميخورد. در بعضي از
اين قسمتها آهك همراه ماسه سنگها و شيلها ميباشد. سن اين نهشتهها
كامبرين مياني تا بالايي ميباشد.
2ـ پرمين :
رسوبات
پرمين كه در اين منطقه در مناطقي كه بر روي تشكيلات كامبرين و پركامبرين
بصورت دگرشيبي قرار گرفتهاند، داراي ضخامت نسبتاً زيادي ميباشند و در
مناطقي ديگر بصورت رورانده بر روي سنگهاي جوانتر قرار گرفتهاند.
اين
نهشتهها را ميتوان به دو قسمت در اين بخش تقسيم كرد: نوعي از نهشتهها كه
داراي ضخامت كم تا حداكثر400 متر ميباشد، شامل ماسه سنگ كوارتزيت بوده كه
رنگ آنها قرمز تا سفيد و شيري ميباشد كه در بعضي از نقاط اين نهشتهها
بطور محلي همراه كنگلومرا و رسوبات شيلي و سيلتستون بوده كه گاهاً در
شيلهايي كه در قاعده قرار گرفتهاند، ناخالصيهاي لاتريتي ديده ميشود كه
در نقشه اين منطقه با علامت
pd
مشخص شده است كه تقريباً مشابه تشكيلات دو رود ميباشد.
نوع ديگري
از نهشتهها شامل آهك و آهك دولوميتي است كه داراي ضخامت بيشتري از تشكيلات
pd
بوده و رنگ آنها تيرهتر و در موارد كمي شيري و روشن ميباشد. اين تشكيلات
را ميتوان معادل سازند روته در نظر گرفت كه در نقشه با علامت
Pr
مشخص ميشود. بطوركلي رسوبات پرمين برخلاف ساير رسوبات بطور گسترده، چه از
نظر سطحي و چه از نظر حجمي در منطقه به چشم ميخورد.
در پرمين سنگهاي ديگري نيز ديده ميشود. اين
سنگها كه شبيه به گرانيت بوده ولي با توجه به كم بودن مقدار كوارتز ميتوان
آنرا سينت ناميد كه در بخش جنوب شرقي با وسعت نسبتاً كم در حدود چندين
كيلومتر مربع گسترش دارد. در اين سنگ مقدار فلدسپاتها بيشتر از نوع
پلاژيوكلازهاي سديم و فلدسپاتهاي نوع پتاسيمدار كم ميباشد. به همين خاطر
اكثراً رنگ نوع پلاژيوكلازهاي سديمدار و فلدسپاتهاي نوع پتاسيمدار كم
ميباشد. به همين خاطر اكثراً رنگ اين سنگها بدون در نظر گرفتن نوع
كانيهاي تيره شيري ميباشد و سنگهاي صورتي در آن كمتر يافت ميشود. در بعضي
از مناطق
به علت هوازدگي
برونزدهاي سنگي بخشي از سينتها كه سن آنها پرمين بوده، بصورت واريزهايي در
جهت شيب دامنه بر روي همديگر در اندازههاي مختلف انباشته شده است كه بعضي
به علت هوازدگي شيميايي زياد فلدسپاتها و كانيهاي تيره كه بيشتر از نوع
بيوتيت ميباشند، جلاي خود را از دست دادهاند.
3ـ
اليگوميوسن :
اين تشكيلات به سن
اليگوميوسن شامل رسوبات مارني به رنگ خاكستري و سبز كه گاهاً بعلت زياد
بودن مواد رسي و تركيبات آهن دار متمايل به قرمز تا آجري نيز ميباشد.
همراه اين نهشته كنگلومراها و گاهاً لايههاي نازكي از آهك به ضخامت چند
سانتيمتر تا چندين متر در بين اين لايههاي آهكي ديده ميشود كه از نظر
وجود ماكروفسيل بسيار ضعيف بوده و داراي نفوذپذيري زيادند. اين نهشتهها در
بعضي از مناطق بسيار ناپايدار ميباشند. بطوريكه در قسمتهايي بصورت واريزه
به طرف سرازيري ريخته و بر
روي همديگر
انباشته شدهاند. ضخامت اين رسوبات در بعضي از قسمتها چندين متر، خصوصاً در
كناره جاده تا بيش از 80 متر ميرسد.
ـ كوارتز (Qt)
:
اين رسوبات
شامل تشكيلات كواتزتر مي باشد كه بصورت رسوبات آبرفتي و مخروط افكنههاي
سيستم قديمي در ارتفاع بالاتر قرارگرفتهاند و شامل كنگلومراهايي ميشوند
كه با توجه به عدم عامل دياژنتيكي مؤثر غالباً بصورت واريزههايي به طرف
پايين سرازير شدهاند.
ـ
هيدرولوژي :
آب اين
تالاب دائمي بوده و از بارش مستقيم و روان آبهاي سطحي تپههاي مجاور و
همچنين چشمههاي خودجوش كرانه غربي تأمين ميگردد. بالا آمدن آب درياچه
اروميه در سالهاي اخير باعث نفوذ آب شور به داخل تالاب از قسمت شمال شرقي
شده است و وضعيت آبي تالاب در شعاع وسيعي همراه با نوسانات آب درياچه
اروميه تغيير مينمايد و افزايش و يا كاهش آب درياچه اروميه در ارتفاع آب و
مساحت آن تأثير ميگذارد. از جمله مهمترين تأثيرات پيشروي و عقبنشيني آب
درياچه اروميه، خشك شدن نواحي اطراف كانال قرهداغ و زمينهاي پست كنارههاي
ساحلي شمال و شمال غربي و شرقي است. زمينهاي بجا مانده از پيشروي و پس روي
آب به شورهزار تبديل شدهاند وگياهان نمك دوست به سرعت در اين زمينها
جايگزين ميشوند.
پيشروي آب شور به داخل
تالاب سبب ميگردد كه تداخل آب شور و شيرين با وزن مخصوصهاي متفاوت بوجود
آيد و دو قشر جداگانه از آب در جريان مخالف يكديگر پديد آيند. بطوريكه آب
شيرين تالاب كه سبكتر است در لايه سطحي به طرف دريا و آب شور كه سنگينتر
است از قسمت زير به طرف تالاب حركت كند. اين فرآيند تأثيرات بسياري بركل
سيستم تالاب گذاشته و فلوروفون و رسوبات تالاب را دچار دگرگوني نموده است.
ـ
تالاب گروس :
ـ موقعيت :
تالاب گروس
در حدود َ45 و ْ45 طول شرقي و َ45 و ْ37 عرض شمالي قرار دارد. و در مصب
رودخانهاي سيمينه رود و مهاباد چاي قرار دارد. شمال و شمال غرب آن به
اراضي باتلاقي و طغياني درياچه اروميه محدود شده و نهايتاً به درياچه
ميرسد. در جنوب غرب به تالاب كاني برازان محدود ميشود راههاي دسترسي به
اين تالاب جاده روستايي بفراون و خورخور منشعب از جاده ساحلي مهاباد است.
ـ
موقعيت جغرافيايي تالاب گروس :
تالاب گروس
به همراهي تالاب كاني برازان در جنوب بخش وسيع جنوب شرقي درياچه اروميه در
ارتفاع1300متري از سطح دريا قرار دارد. مصب دور رودخانه سيمينهرود و شعبات
آن و همچنين مهابادچاي و شعبات آن تالاب گروس را بوجود ميآورند كه در
بخشهاي دروني داراي آب شيرين است و هر چه به درياچه اروميه نزديكتر ميشود
اختلاط آب درياچه موجب شورشدن آن ميگردد. همچنين تأثير اسپرس نمك در روي
تالاب گروس باعث تغييرات فصلي در درجه شوري آن ميشود.
اراضي تحت
نفوذ اين تالاب از نظر آب تحتالارضي و سطحي حالات تالابي پايدار فصل و
تبخير زياد موجبات شوري و تجمع نمك را فراهم ميسازد. ايجاد دايك و جاده و
همچنين كانالهاي زهكش موجب شده كه زهكش طبيعي منطقه از جمله انتشار آب
رودخانهها در فصل پرآبي در تمام نقاط تالاب به يكسان صورت نگرفته و در
نتيجه در برخي از نقاط تجمع شوري در سطح بطور فزايند باقي مانده و از شسته
شدن املاح جلوگيري شود. اين امر سبب شده است كه پوشش گياهي آن حالت تغيير
يافته و هالوفيتها در حال پيشروي باشند.
تالاب گروس جزء مجموعه
طغياني جنوب شرق درياچه اروميه محسوب ميشود و مجموعاً دربخشهاي شمال شرقي
با اراضي طغياني و مصب زرينهرود مخلوط ميشود.
ـ
هيدرولوژي :
از
آنجائيكه تالاب گروس در مصب رودخانههاي سيمينهرود و مهاباد چاي قرار دارد
لذا ميزان آب ورودي در آخرين ايستگاههاي سنجش و دبي اين رودخانهها ذيلاً
ذكر ميگردد.
سيمينهرود
زنجيرآباد (كد ايستگاه 22413)، بطور متوسط ساليانه 7 مترمكعب درثانيه دبي
آب اين ايستگاه است حداكثر آن در ماه فروردين معادل 4/20 متر مكعب در ثانيه
و حداقل آن در تيرماه 1/1 متر مكعب در ثانيه 6/58 درصد آبدهي اين رودخانه
در فصل بهار است.
مهاباد چاي
(پل سر) « كد ايستگاه22819» بطور متوسط ساليانه 55/8 مترمكعب در ثانيه
تخليه آب دارد و حداكثر آن در ماه فروردين معادل 79/26 متر مكعب در ثانيه و
حداقل آن در شهريور 49/0 متر مكعب در ثانيه است.
صفحه 1
2
3
4
5
6 |